سيد صادق سجادى

157

تاريخ برمكيان ( فارسى )

اين « 1 » پادشاه دين‌پرور عدل‌گستر رطب اللسان « 2 » گردند ، از هزار شكر عواطف او يكى را حق نتوانند گزارد . و چگونه ثناء حضرتى توانند « 3 » گفت كه بخشندهء « 4 » بىمنّت و دهندهء بىمشقّت و معطى بىسؤال و مكرم بىوسايل اوست . و اللّه اعلم بالصّواب و اليه المرجع و المآب . بيان مبادى احوال و ذكر بدايت حال برمكيان رحمهم اللّه « 5 » چنين مىگويد ابو القاسم محمد طايفى ، كه مؤلف اصل است ، كه برمك « 6 » دين آتش‌پرستى داشت و پدر و اجداد « 7 » او هم بدين روش بودند . چون برمك « 8 » به حد بلاغت رسيد در كار هنر كوشيد و هرچند گاه هنرى به دست آورد و در دبيرى و شعر و فضل نيز يگانهء روزگار شد « 9 » و ضرب المثل ايّام گشت ، و با وجود فضايل و خردمندى « 10 » همّت‌بلند داشت . قصد « 11 » خدمت عبد الملك مروان كه پادشاه ضابط و كامكار بود كرد « 12 » و در دمشق رسيد . درگهى ديد كه با آسمان حكايت مىكرد . مدخل در پيش تخت پادشاه عظيم دشوار نمود . خواست كه به نديمان « 13 » حضرت پيوندد . چون به خدمت ايشان آمد و شد نمود ، هر يكى را در فضل و بلاغت و شيوهء نظم و نثر و طريقهء رأى سرآمد عصر يافت و ايشان را در شيرين‌سخنى و لطافت مزاج مستثناى « 14 » روزگار مشاهده كرد . و برمك نيز در كلام ملاحتى و فصاحتى تمام داشت و در هر مجلس كه درآمدى خواستندى تا ازو سخن شنوند و گوش سوى كلام او آورند « 15 » . و در جملهء نديمان ، عبد الملك را حركات و سكنات او پسنديده نمود و درو قابليّت منادمت پادشاه مشاهده كردند و ذكر فضايل او پيش تخت پادشاه عرضه داشتند و ذكر هنرمندى او به اشباع باز نمودند .

--> ( 1 ) . ك : آن . ( 2 ) . ك : عدل‌گستر را طلب كنند . ( 3 ) . اساس : حضرت تواند . ( 4 ) . اساس : - بخشنده . ( 5 ) . اين عنوان را اساس ، ل ندارند . به جاى آن : حكايت . تحرير ديگرى از اين حكايت كه در نسخهء ل آمده ، در ضميمه خواهد آمد . ( 6 ) . اساس ، ك : جعفر برمكى . ( 7 ) . ك : جد . ( 8 ) . اساس ، ك : جعفر برمكى . ( 9 ) . اساس : روزگار بود شد . ( 10 ) . ك : خردمند بود و . ( 11 ) . ك : به قصد . ( 12 ) . ك : - كرد . ( 13 ) . ك : خواست به نديمان . ل : كه به وساطت نديمان مخصوصان بدان حضرت . ( 14 ) . ك : منتهاى . ( 15 ) . ك : دارند . اساس : آوردند .